همه‌ی نوشته‌های mtcmmtcm

من نمیتونم از اول شروع کنم

من نمیتونم از اول شروع کنم

من نمیتونم از اول شروع کنم

سلام
همسایمون دو سال پیش قول ازدواج داد و بعد از چند بار صحبت عاشقانه منو جذب خودش کرد و چندین بار … . و خودش می گفت از جلو باشه برای عروسی حتی منو مجبور کرد با دوستشم رابطه داشته باشم می گفت من شوهرتم وقتی میگم عیبی نداره یعنی نداره .
اما الان رفته خواستگاری یکی دیگه . میخوام شکایت کنم آبرو دیگه برا من معنی نداره همه دوستاش از رابطه ما خبر دارند می خوام آبروش را ببرم میخوام اعتراف کنم . آیا قانونی هست که از من حمایت کنه یا اینکه محکوم میشم به دیونگی و عاشقی و بابد خونه نشین بشم و خود کشی کنم . اگر راهی میدونین بگین.

ایا دختران پاک و دختران توبه کرده با هم برابرند؟

ایا دختران پاک و دختران توبه کرده با هم برابرند؟

ایا دختران پاک و دختران توبه کرده با هم برابرند؟

تهرانی :
درسته که خدا توبه پذیره اما به نظر شما ایا دختران پاک دامن که افتاب و مهتاب ندیده اند با دخترانی که چندین بار و با چندین نفر رابطه جنسی داشتند اما الان توبه کرده اند با هم برابرند؟؟؟؟؟!!!!!
اگر برابر هستند که همه میتونند یک همچین چیزی رو تجربه کنند و بعد توبه کنند بعدش هم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
اما اگر با هم برابر نیستند پس هر کس خربزه میخوره باید پای لرزش هم بشینه و چنین دختری نمیتونه توقع داشته باشه با پسری که باکره هست ازدواج کنه

مشورت در مورد موانع ازدواج

مشورت در مورد موانع ازدواج

مشورت در مورد موانع ازدواج

سلام به همگی
دوستان من مطالب این وبلاگ رو دنبال میکنم و برام بعضی چیزا سوال شده، مهمترینش اینه که دخترها میگن ما با وجود شرایط ظاهری و تحصیلات و خانواده خوب ولی یا خواستگار نداریم و یا خواستگار مناسب نداریم. اقا پسرا هم به نحوی از ازدواج نکردن و عدم شرایط مناسب برای ازدواجشون گله مند هستند و هردو از تحمل و سرکوب نیازهای عاطفی و جنسیشون به شدت خسته شده اند.
سوال من اینه که به نظرتون مهمترین دلایل که باعث میشن مجردها ازدواج نتونن بکنن چیه؟ راهکار چیه؟بنظرم همفکریه در این مورد بسیار لازمه.

امروزه همه تحصیل کرده اند نمیخوام همسر من عقب باشه

امروزه همه تحصیل کرده اند نمیخوام همسر من عقب باشه

امروزه همه تحصیل کرده اند نمیخوام همسر من عقب باشه

سلام
من بین دو راهی گیر افتادم میشه راهنمایی کنین من یه خواستگار دارم که 26 سالشه خوش اخلاقه وضعش خوبه و خیلی هم منو دوس داره اما قیافش اصلا خوب نیس و دیپلم هم داره .
همیشه دوس داشتم همسرم حداقل لیسانس داشته باشه یا نمیگم خوشگل باشه معمولی باشه ولی ایشون از نظر من معمولی هم نیستن نمیدونم چکار کنم ؟
از یه طرف اخلاقش از یه طرف دیگه تحصیل و قیافه نمیدونم چکار کنم ایشون با تموم حرفای راه میان حتی بهم گفتم هر چقدر هم دوس دارم درس بخونم مشکلی نداره اما خودش دیگه حوصله درس خوندن نداره اخه امروزه همه تحصیل کرده ان نمیخوام همسر من عقب باشه

دستمایه خداپرستان در قبال عدم توانایی اثبات وجود خدا

دستمایه خداپرستان در قبال عدم توانایی اثبات وجود خدا

دستمایه خداپرستان در قبال عدم توانایی اثبات وجود خدا

خداپرستان هر وقت از پاسخ اثبات خدا در میمونن وعده قیامت و غیره را میدن مثل همین استدراج . نکته ای که بی جواب مونده اینه که وقتی یک نفر مثل من جنایت های زیادی انجام میده خانواده ها را از هم می پاشه و موجبات فساد را برای عده دیگه فراهم میکنه حتی دست به قتل میزنه بچه هایی را یتیم میکنه موجب فقر یک عده دیگه میشه و سالها ممکنه این کارها را بکنه و دستگیر نشه . پس خدای قادر متعال که از پس من در این دنیا برنمیاد از روی ضعف میگه باشه به وقتش (اون دنیا) در حالیکه نه جلو من را گرفته نه از اون همه افرادی که من بهشون خسارت زدم دستگیری کرده.
گذشته از این شما با آیه و حدیث استدلال میکنید که من اساس را هنوز قبول نکردم چه برسه به شاخ و برگ. تازشم خداتون مگر بارها در قران نگفته ما هر کسی را بخواهیم هدایت میکنیم. پس نمی خواد من را هدایت کنه و من تقصیری ندارم.
چون خودش مهر زده به قلبم تا حقیقت را نفهمم!!!! و به گمراهی خودم ادامه بدم. چطور خدایی که در این دنیا قدرت داره مهر نفهمیدن به قلب و گوش و چشم من بزنه قدرت جرقه زدن هدایت من را نداره ؟ آیا اون خدایی که نمیذاره بفهمی و هدایت بشی خداست ؟ یا خدایی که خیلی راحت واضح جوری که من «نفهم» عقلم برسه با یه اتفاق قابل فهم که نشه انکارش کرد من را هدایت کنه؟
خلاصه همه این مثال هایی که زحمت کشیدید و نوشتید قابل رد کردن هست . و کاش می شد یکی یکی به اونها پرداخت. 

پاسخ :
سلام
در اون جواب عرض شد که قوانینی ساده و پیچیده بر این دنیا حاکم هستش که درک قوانین پیچیده گاهی برای ما مشکله . آیا کسانی که به دیگران ظلم می کنند عمر طولانی دارند ؟! شواهد نشون میده که خیر . ظالمان پس از مدتی به طرز بدی از این دنیا میرن . 
حالا این که قربانیان در این زمینه چه سهمی دارند مشمول همون قوانین پیچیده میشه . شاید ؛
* گناهی کرده باشند
* شاید امتحانی برای اطرافیان باشه
* شاید …
خدای قادر متعال ، اگه به محض شروع انجام ظلم ، مرگ ظالم رو برسونه ، اون ظالم نمیگه نعوذ بالله چه خدای بی صبری ؟! خدا باید به من فرصت میداد ! اصلا شاید مظلوم از خودش دفاع می کرد ؟ شاید من پشیمون میشدم و … !!! بنابراین خدا تا حدی به ظالمان فرصت میده . اگه ببینه ظالم دست بردار نیست به طریقی مظلومین رو نجات میده . 

فرمودید به آیه و حدیث استدلال می کنید ،
اگه منظورتون جواب بنده بود ، یه بار دیگه جواب رو بخونید .
ولی در این زمینه با شما هم عقیده ام . برای اثبات خدا آیه و حدیث ممکنه جواب نده . برای همین بنده هم به طور مستقیم از آیه و حدیث استفاده نکردم .

گفتید که خداوند فرموده : ما هر کسی را بخواهیم هدایت میکنیم
بنده تشنه ام ، شما با یک پارچ آب خنک چند متر اون طرف تر ایستادید . شما میگید بیا تا بهت آب بدم . من میگم نمی خوام ! من آبی رو که تو بدی نمی خورم ! شما میگی ، من می خوام تو رو از تشنگی نجات بدم . من میگم نه نمی خوام !
خدا می خواد که تمام بندگانش رو هدایت کنه ، همه رو دعوت می کنه ، به همه راه و چاه رو نشون میده ، منتهی عده ای هدایت خدا رو قبول می کنن و هدایت میشن ، مثل شما . عده ای هم قبول نمی کنند . خدا هم میگه چون خودتون نمی خواید من هم اجبارتون نمی کنم . پس میشه گفت خواست خدا مشروط به خواست بنده است . 
خدا الان خواسته که شما هدایت بشید ! شما هنوز به مرحله ای نرسیدید که شامل آیه ی صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ  بشید . اگه غیر از این بود شما هرگز به دنبال جواب این سوال ها نبودید . 
پس هر کسی که بخواد هدایت بشه ، خدا هم شرایطش رو فراهم می کنه . هر کسی هم که نخواد هدایت بشه ، خدا هم نمی خواد .
شما که نمیای به زور منو بگیری و به اجبار تشنگی منو رفع کنی . اگه من از تشنگی هلاک بشم شما مقصری یا من که نخواستم آب بخورم ؟!

گفتید که ، خدا قدرت جرقه زدن هدایت من را نداره ؟
جرقه می خواید ؟! الان شما این جا هستند و به دنبال جواب سوالات تون ! جرقه از این قوی تر ؟! مهری بر قلب شما زده نشده ! اگه زده شده بود هرگز به دنبال جواب سوالاتتون نبودید . کمی فکر کنید ببینید این طور هست یا نه ؟

تلاش شما برای فهمیدن ، به معنی اینه که از جانب خدا هم نگاهی به سمت شما خیره شده . بنده نمی دونم چه کار خیری به درگاه خدا کردید که خدا میل به فهمیدن رو در قلب و دل شما انداخته . شاید به کسی کمک کردید ، شاید دعای خیری پشت سرتون شده ،‌شاید … ، هر چیزی که هست الان باعث شده سعی کنید در مورد خدا بیشتر بدونید . اینو بدونید که خدا به کسی بدهکار نمی مونه .

پس هیچ مهری به گوش و چشم و قلب شما زده نشده بنابراین به تحقیق ادامه بدید . مطمئنا به نتایج خوبی می رسید . اون وقت برای ما هم دعا کنید . 
موفق باشید .

کدوم مدل پسر رو برای زندگی آینده ترجیح میدید ؟

کدوم مدل پسر رو برای زندگی آینده ترجیح میدید ؟

کدوم مدل پسر رو برای زندگی آینده ترجیح میدید ؟

با سلام  لطفا خانمها جواب بدهند:
1- پسری با لباس شیک ساده- موی سر کوتاه- همیشه ته ریش داشته باشه- استین تا آرنج بالا باشه – ابرو بر نداره – موی سر فشن نداشته باشه 
2- پسری با لباسای مارک دار – موی سر فشن – ریش آنچنانی- تی شرتهای آنچنانی – ابرو بر میداره – 
کدوم یکی را برای زندگی آینده ترجیح میدهید؟؟؟؟؟

با خواستگارم از نظر هوش و استعداد خیلی فاصله دارم

با خواستگارم از نظر هوش و استعداد خیلی فاصله دارم

با خواستگارم از نظر هوش و استعداد خیلی فاصله دارم

من دختری 22 ساله هستم و الان دانشجوی رشته اقتصاد هستم جدیدا یک پسر اومده خواستگاریم که همه چیزش خوبه ولی از چند تا چیز می ترسم می خواستم از بچه ها مشاوره بگیرم
قبل ماه محرم پسری اومد خواستگاریم که واقعا پسر نمونه و عالی بود ایشون توی کنکور رتبشون دو رقمی شده بود و الان دانشجوی برق دانشگاه صنعتی شریف هستند و *2 سالشونه و الان دارن کارشناسی ارشد می خونن راستش ظاهرش عالیه و همه چیزش مورد پسندمه قد و هیکلشم کاملا به هم میخوریم ولی مشکل بزرگ اینه که من و ایشون از نظر استعداد و هوش و درسخونی کیلومترها فاصله داریم که در زندگی آینده میترسم سرخورده شم من زیاد درسخون نبودم و نیستم در حد متعادل درس میخونم ولی ایشون روزی هشت ساعت درس میخونن که برای من وحشتناکه این یک مساله . 
مساله بعدی اینه که مادرش اصرار به ازدواج داره چون اکثر دانشجوهای اون دانشگاه به گفته مادرش تا سن 35 به بالا مجرد میمونن و درس میخونن و یا اصلا ازدواج نمی کنند و مادرش دوست داره پسرش زود ازدواج کنه اینطورم که فهمیدم خودش زیاد مشتاق نیست و آدم خیلی سردیه به نظر میاد کلا شخصیت خاصی داره نمی دونم با این طور افراد برخورد کردید یا نه الان چند جلسه با هم حرف زدیم اصلا انگار زندگی از دید اون یعنی ریاضی و فیزیک .
اصلا از من و از سابقم نمی پرسه من قبلا خواستگار داشتم که هر دوتاشون حتی طبع جنسیمم پرسیدن ولی این آقا انگار اصلا نمی دونه مسایل جنسی چیه فقط حرفش اینه که بعد ازدواج مانع درس خوندنش نشم 
پسر خیلی خوبیه سالمه باهوشه حتی توی محل و شهر معروفه و قطعا در آینده هم شغل پردرآمدی خواهد داشت ولی از اخلاقای خاصش خیلی می ترسم من خودم گرمم و دوست دارم شوهرم مثل خودم باشه و ابراز محبت کنه ولی این علایم حتی ذره ای در ایشون نیست دوست دارم شوهرم توی درس در حد خودم نهایتا یکم بالاتر باشه ولی اختلاف من و ایشون خیلی زیاده خلاصه نمی دونم چه جوابی بدم اخلاقش به دلم نمیشینه خیلی خشکه من دلم میخواد شوهرم عاطفی و مهربون باشه نه مثل این آقا . نظر شما چیه ؟