همه‌ی نوشته‌های mtcmmtcm

خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده …

خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده …

خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده ...

سلام
چرا زندگی بعضیا اینجوریه؟
من اطرافم انواع و اقسام آدم ها رو دیدم ، میخوام یکی شرح بده برام عدالت خدا کجاست؟
آدم هایی رو دیدم تو خانواده های با محبت و فرهنگ و ادب و شعور متولد شدن.  تقریبأ زندگیه آرومی داشتن والدینشون رو تربیتشون نظارت داشتن. کانون خانواده شون گرم و صمیمی بوده . اگر مشکلی پیش میامده با همدلی حل میشده… بچه بزرگ شده ازدواج کرده تو ازدواجش موفقه و الان خودش پدر و مادره و در کل از اغاز تولد تا الان زندگیشون مسئله حاد یا بغرنجی نداشتن… از نزدیک باهاشون آشنا هستم که اینو میگم.
در عوض کسی رو میشناسم  از همون کودکی درد و بدبختی باهاش بوده تو سن ۹ سالگی یتیم شده و بزرگ کردن خواهر و برادرهای دیگه اش باهاش بوده.  وقتی بزرگ شده متأسفانه با پول طلاق زده شده و سر ازدواجش معامله کردن و باز هم متأسفانه با دعا و طلسم زندگیش به فلاکت کشیده شده ( من خودم دعا و باطل دعا رو دیدم کاملا حرفام صحت داره) الان خودش پدر یا مادره اصلأ زندگی خوبی نداره.
بچه هاش ناخلف اند همسرش فوق العاده بداخلاقه و هر چند یک بار صدای جیغ از ته دل و کبودی های تنشو میبینم…
از این آدم ها اکثرتون دیدین… آدم زنده زندگی نمیخواد؟ عدالت خدا کجاست؟ از زمین تا آسمون فرق هست بین بندگی این دو مورد همه میدونیم وقت کارد به استخون برسه آدم هر کاری میکنه.  فرض کنیم دومی خودکشی کنه.  مورد غضب خداست ؟با کدوم توان بندگی خدا رو کنه ؟ چطوریه این دو نفر اگر رحمت خدا بهشون برسه میرن بهشت.  ولی این دنیاشون انقدر فرق داره!!!
یه مثال شفاف تر بزنم : خدایا واقعا میایی دختری رو که سن ازدواجش گذشته و موفق به ازدواج نشده و خود ارضایی میکنه با دختری که با دوست پسرش ازدواج کرده .  تو یه طبق قرار میدی؟ عدالت خدا کجاست ؟ چرا یکی اینجوری بدبخته یکی اونجوری خوشبخته؟ تو رو خدا ننویسید  انسان باید تقوا پیشه کنه… گاهی نمیشه آدم کم میاره .. اون وقت حتی به خود خدا هم میگی خدا تو رو خدا…
همه مشکل دارن.  ولی شما هم دیدین بعضیا از اول تا اخر عمرشون تو بدبختی غرقن و بعضی خوشبخت … خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده …

نامزدم همه ی حرفامونو میره کف دست مادر و خواهراش میذاره

نامزدم همه ی حرفامونو میره کف دست مادر و خواهراش میذاره

نامزدم همه ی حرفامونو میره کف دست مادر و خواهراش میذاره

با سلام دختری 24 ساله هستم و حدود 5 ماه پیش با پسر 30 ساله نامزد کردم. توی این مدت چندین بار شده که حرفایی رو که بطور معمول بین من و نامزدم رد و بدل میشه .
حالا مهم یا غیر مهم. میام از زبون مادر شوهر یا خواهر شوهرام میشنوم. خیلی ناراحت میشم که نامزدم اینقدر بچه ننه است. اما چون نمیخوام بینمون شکر اب بشه تا حالا به روش نیاوردم.
خیلی دوست دارم یه طوری غیر مستقیم بهش بفهمونم که کارش واقعا اشتباه. اما نمیدونم چطور باید این کار و کنم.
خواهش میکنم کمکم کنین.

مطالبی که " آسمان آبی متاهل " در آن ها نظر داده اند

مطالبی که " آسمان آبی متاهل " در آن ها نظر داده اند

مطالبی که " آسمان آبی متاهل " در آن ها نظر داده اند

می خوام با یه پسر 30 ساله ارتباط داشته باشم، به خانوادم بگم ؟
ایرادات تقسیم کارهای زندگی به طور مساوی بین زن و مرد چیه ؟
اشکالی داره که برای فرار از تنهایی با یه دختری دوست بشم ؟
به نظر شما چرا بازم بهم جواب منفی داد ؟
دیگران با سوء استفاده از نقطه ضعفم منو تو منگنه میذارن
اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟
نظر پدر علم ژنتیک ایران در مورد ازدواج فامیلی
بارداری یا ادامه تحصیل ، کدوم مقدم تره ؟

عاقلانه و بدون علاقه بله گفتم، الان گاهی ازش متنفر میشم
خانم های مذهبی چه زمان هایی برای شوهرشون آرایش میکنند ؟
برنامه ریزی برای زنان خانه دار
قبول کردم خودم هووم رو انتخاب کنم ؟
عاشق یکی از دانشجویانم شده ام
شوهرم رابطه اجتماعیش خیلی خوب نیستش
من احساساتی ام و شوهرم درست نقطه مقابل من

اصلا داریم زنی رو که همش ناز شوهرشو بخره؟

اصلا داریم زنی رو که همش ناز شوهرشو بخره؟

اصلا داریم زنی رو که همش ناز شوهرشو بخره؟

سلاممن 4 ماه عقد کردم همسرم رو خیلی دوست دارم اما ایشون خیلی زود ناراحت میشه و قهر میکنه و برعکس به من میگه تو همش قهر میکنی من واقعا نمیدونم تا کی باید بگم ببخشید درحالی که همه مردا ناز زناشونو میخرن من باید مراقب حرف زدنم باشم والا باید نازشو بخرم واقعا خسته شدم اصلا داریم زنی رو که همش ناز شوهرشو بخره؟یه سوال دیگه هم داشتم ایشون بی نهایت به کارشون اهمیت میدن من واقعا کلافه ام نمیدونم باید چیکار کنم یک ماهی یه بار بهم سر میزنن میدونم واقعا گرفتاره اما من وقتی بهشون گفتم سریع جبهه گرقتن یا گاهی عذرخواهی کردن و دوباره روز از نو . و در اخر اینکه من نمیدونم چطوری نیازهای جنسیمو با ایشون مطرح کنم خجالت میکشم دوست ندارم درموردم فکر بد کنه .ممنون میشم که منو راهنمایی کنین

در مورد حجامت چه اطلاعاتی دارید ؟

در مورد حجامت چه اطلاعاتی دارید ؟

در مورد حجامت چه اطلاعاتی دارید ؟

سلاممن شنیدم حجامت برای درمان جوش خیلی مفیده دیدم خیلی از مردها هم
این کار رو میکنن و شنیدم چون خون ممکنه کثیف شده باشه و غلیظ این کار خوبه . میخواستم
ببینم این راجع به خانم ها هم صدق میکنه ؟ آخه اون ها که ازشون خون میره
بازم چنین چیزی ممکنه ببخشید واضح پرسیدم آخه جور دبگه ای نمیشد .اگه آره کجا حجامت میشه ؟ آخه من بیشتر کمر رو شنیدم واسه جوش همون کمر حجامت میشه؟ جاش نمیمونه؟ یعنی مثلا مثل جای بخیه؟ یعنی میخوام بدونم اصلا ارزششو داره حجامت کنم؟

دعایی کرده اند که برادرم نتواند ازدواج کند

دعایی کرده اند که برادرم نتواند ازدواج کند

دعایی کرده اند که برادرم نتواند ازدواج کند

سلام بر یکایک خوانندگان ثابت و گذری خانواده برتردوستان به ندای نصرت برادر ایمانیتان لبیک بگوئید!مشکلی داریم که تا الان راه حل و تدبیری برای آن پیدا نکرده ایم. مشکلی که مادرم از فرط غصه آن، شب و روزش یکی شده و خواهرم را نیز به نی های نیزار ها شبیه کرده. البته از نظر من این مساله شایان این همه توجه و عنایت و خود خوری از جانب آنها نیست ولی چه کنیم که حب و مهر مادری مادرم و رافت خواهرانه ی همشیره ام آنها را از بی توجهی به این موضوع منع می کند. اما شرح مشکل:برادری دارم ** ساله و مجرد با تحصیلات دکترا و واجد رده ی شغلی بسیار بالا و از مدیران ارشد یکی از ارگان های بزرگ دولتی در تهرانند. او تا امروز در تجرد به سر برده و عزوبتش معلول دسایس و مکر خاله ی شیطان صفت و مکاره ام و همچنین شوهر از خدا بی خبر اوست. آنها دختر سیده ی ** ساله ی زیبا و خوش تراش و ترکیبی دارند که اغلب بینندگان را در نگاه اول سست می کند. قصه از آنجایی شروع شد که مادر بزرگ بنده ( که خدای متعال ارواح او و جمیع اموات خوانندگان را مشمول رحمات واسعه ی خویش قرار دهد) از بدو کودکی آنها در فامیل چو انداخت که این دو از برای همند. روزها و ماهها و سالها گذشت تا اخوی، بالغ و عاقل و رشید شد. ده سال قبل، مادرمان تاج سرمان به برادرم گفت حال که ننه ***** کوس بشارت ازدواج تو با خاله زاده ات را از هنگام ختنه سورانت زده، باید این گزاره را در بین فامیل به واقعیت تبدیل کرده و به خواستگاری برویم. برادرم هم برای اولین بار محجوبانه ولی قاطعانه گفت من هیچ علاقه ای به فلانی نداشته و همره و هم خانه ی او نخواهم شد چون که هیچ قرابتی بین ما نیست. مادرم از این برخوردش یکه خورده و ناراحت شد ولی بر خلاف میل باطنی اش، روشنفکرانه با این موضوع کنار آمده و اتخاذ تصمیم نهایی برای انتخاب همسر را به برادرم محول کرد. مادر بزرگ فرتوتمان هم مثل اسپند روی آتش تلاش کرد تا رای استوار و مستحکم اخوی را بزند ولی زبان شیرین و ملاحت لحن او هم در او کارگر نشد و نظرش برنگشت.خاله و شوهرش از همان ابتدا به برادرم علاقه ی زیادی داشتند و هر چه زمان هم می گذشت علاقه شان به او بیشتر میشد چرا که جایگاه شغلی او رفعت بیشتری پیدا میکرد.مادرم به همراه خواهرم برای شرح ما وقع بین خود و برادرم به منزل آنها رفتند. از قضا وقتی خاله ی نمک نشناس و دختر نانجیبش پی به نظر برادرم بردند، شوربختانه با فحش و ناسزاگویی به بزرگترشان یعنی ننوی بنده و برداشتن دمپایی و فضاحتی بیان نشدنی، او و خواهرم را به بیرون از خانه پرت کردند!!! خدا را سپاس می گویم که کاری پیش آمد و من آن روز به همراه آنها نرفتم چون بلاشک قتلی و یا اقلا جرحی رخ می داد؛ من توان خویشتنداری در مقابل چنین جسارتی را نداشتم. خواهر کوچک مادرم با دمپایی، او را فقط صرفا به این دلیل که خواهر زاده ی مایه دارش یعنی برادرم، صبیه ی بی ادبش را به زنی نگرفته به بیرون پرت می کند! مادرم تا هفته ها اشک می ریخت اما ما را از هر برخوردی با او بر حذر می داشت. خلاصه، بند صله ی ما با خانواده ی خاله با این کار پلشت و شرمگینانه از هم گسست. از آنجایی که شوهر خاله ام دعا نویس قهاری است به اذن همسر سلیطه اش ادعیه ی متفاوتی نوشته تا برادرم نتواند ازدواج کند. برادرم دختری را دوست دارد که شش سال قبل بنای پیوند با او را داشت اما به سرانجام مبارکی نرسید. با اینکه تمام خرید های عروسی انجام شده بود، جهیزیه در منزل عروس و داماد چیده شده بود، تالار عروسی رزرو شده بود، لیست مهمانان تهیه و همه ی تمهیدات تدارک دیده شده بود با اتفاقات عجیبی، عروسی چند روز قبل از موعدش، کان لم یکن و ملغی شد! برادرم هنوز دل در گروی آن دختر دارد و او هم با کسی مزدوج نشده ولی تا به الان زمینه ی وصال این دو با وجود اقدامات لازمه میسر نشده است. ما خودمان می دانیم که 99 درصد، علت العلل این مسئله آن نوشته های شوهر خاله ام است. خواهشا بی خبران و نامطلعان از علوم غریبه و سحر، از سر سخره به من نخندند. این مسائل واقعیت دارد ولی خانواده به خاطر حرمت توجه به چنین مسائلی یعنی دعا نویسی شیطانی و سحر و رمل و جفر و … از رجوع به فرد وارد به این امور به شدت اجتناب می کنند و می گویند نباید برای این امور اصالت قائل شد و خدای کریم و رحمان، راضی به چنین کارهایی نیست.حال برادران و خواهران عزیزم طی طریق بفرمائید تا ببینیم برای گشودن این گره به ظاهر کور، باید چه کرد؟یا علی

آیا از بین بردن ترافیک به نوعی دزدی محسوب نمی شه؟

آیا از بین بردن ترافیک به نوعی دزدی محسوب نمی شه؟

آیا از بین بردن ترافیک به نوعی دزدی محسوب نمی شه؟

سلامحتما برای شما هم پیش اومده که یک سایت و باز کنین و در کنار این سایت صفحات بی ربط دیگه ای باز بشه که به این صفحات پاپ آپ می گن. این اتفاق بر خلاف رضایت کاربر می افته .یک اتفاق دیگه هم اینه که یکی چیزو در گوگل جستجو می کنین و به صفحه ای میرین که هرگز هیچ ربطی به کلمه مورد نظرت نداره و صرفا یک صفحه هست پر تبلیغ و پر پاپ آپ!الآن جدیدا” بعضی سایتها رو که باز می کنی به شکل خود کار تلگرام و باز می کنند و این هم شده قوز بالا قوز!حالا حساب کنین در طول روز چه قدر از این سایت ها ناخواسته باز می شه و ترافیک اینترنتمونو تموم می کنه!چرا این اتفاق در سایتهای خارجی نمی افته؟ سایت های خارجی نهایتا یک پاپ آپ باز می کنن و اگه یک کلمه انگلیسی رو در گوگل تایپ کنین به صفحات بی ربط نمیرین.آیا باز کردن صفحات متعدد ( از دید من یک صفحه قابل گذشته ) بر خلاف رضایت همون مردم آزاری نیست ؟آیا از بین بردن ترافیک به نوعی دزدی محسوب نمی شه؟این جاست که مسئولان باید بیان وسط گود . مسئولیت اینترنت فقط این نیست که فیس بوک و توئیتر و … فیلتر کنند .به نظر من باید صفحاتی که پاپ آپ بیش از یکی دارند همه شون فیلتر بشن . صفحاتی تبلیغی که هنگام جستجو ما رو به اشتباه می اندازن باید فیلتر بشن. اگه مسئولان بخوان راحت می تونن ما رو برای همیشه از شر این مزاحمت های کلافه کننده خلاص کنند البته اگه بخوان و اگه اصلا دغدغه داشته باشن …. نظر شما بزرگوارن چیه؟برادر کوچک شما {{{حامد

اسیر علاقم شدم و میان خواسته هام و علاقم گیر کردم

اسیر علاقم شدم و میان خواسته هام و علاقم گیر کردم

اسیر علاقم شدم و میان خواسته هام و علاقم گیر کردم

سلاممن پسرم. من تقریبا فردی با اعتقادات مذهبیم (چون نمیشناسین اینو میگم ریا نمیشه!!) در بحث ازدواج خیلی حساس و دقیق و ظریف هستم.مدتی هست میخوام با شخص مورد علاقم ازدواج کنم اما یه سری مشکلاتی هست که الان میگم خدمتتون.من دوست نداشتم همسرم حرف و شوخی داشته باشه با نامحرم . ولی ایشون تا قبل از من اینطور بودن اما بخاطر من کنار گذاشتن . و تاکید کردن که بخاطر من کنار گذاشتن، وگرنه برای اون امری عادیه.دوم
اینکه نمیخواستم همسرم حرف های بد و عکس های مستهجن رو دیده باشه. اما
متاسفانه فهمیدم و خودشون هم اعتراف کردن که حرف های بد و زشت رو خوندن اون
هم ازطریق جک های زشت که این روزها عادی شده در جامعه. و همچنین فهمیدم
عکس های مستهجن رو هم چند بار دیدن اما این بار این به صورت اتفاقی و
ناگهانی و گفتن از این مورد خودشونم بدشون اومده.اما چیزی که من
برام مهم بوده میخواستم همسرم حیای خیلی زیادی داشته باشه و حتی به صورت
اتفاقی هم عکس های زشت رو ندیده باشه و حرف زشتی رو نخونده باشه اما از اون
طرف هم اسیر علاقم شدم و میان خواسته هام و علاقم گیر کردم.به
نظر شما من خیلی سخت گیرم یا حق با منه یا کلا چیکار کنم. واقعا موندم.
بگذرم از این چیزها، که کار اسونی نیست، از عشقم بگذرم اون هم نمیشه. چجوری باید کنار بیام با این چند موضوع؟!خیلی ممنون از پاسخ شما و همفکری و کمکتون

انتقادی از وبلاگ شما و ما

انتقادی از وبلاگ شما و ما

انتقادی از وبلاگ شما و ما

یا حق

با سلام خدمت همه دوستان
متن زیر انتقادی هست از وبلاگ شما و ما ، ان شاءالله که مورد توجه قرار بگیره
 .
1. اولین و بزرگترین تناقضی که در وبلاگ شما مشاهده میشه عنوان وبلاگ و کنکوری های 95 هست. آیا برای کنکوری های عزیز جایی برای تبادل اطلاعات نیست مگر این وبلاگ که به مباحث اعتقادی و زناشویی می پردازه؟ 
اون هم با توجه به خاصیت اعتیاد آور وبلاگ شما، که موضوعات زنده هستن و باعث کشش فرد به سمت حداقل 1 بار در روز چک کردن موضوعات میشه.

2. آیا بهتر نیست در تأیید کردن سوألات و نظرات دقت بیشتری کنید و یا گاهی ویرایش های لازم رو انجام بدید بعد در معرض نمایش قرار بدید؟ 
برای این حرف چند تا مثال می زنم:

سوالی که راجع به خورده شدن شیر همسر توسط شوهر پرسیده شده بود و متأسفانه هنوز در قسمت سوالات پربازدید به خاطر ماهیتش قرار داره.
همین الان سری بزنید و نظرات رو نگاه کنید، چند درصد از نظرات پاسخ به اون سوأل هستند؟ چه دلیلی داشت نظراتی مانند”نوش جوووونش” که شرمم میشه از گفتنش تأیید بشن؟ 
یا با عرض پوزش نظری به این صورت که در پاسخ به پرده بکارت سوال شده بود: ” من فرق جایی که دستشویی می کنم با جای مورد نظر رو نمی دونم”.


اصلأ کاری به نظراتی که از لحاظ عقلانی و شرعی و عرفی پاسخ درستی به سوألات نیستن ندارم هرچند اون هم جای بحث داره، الان صحبتم راجع به نظراتی هست که بدون رعایت هیچ گونه شرم و حیایی گفته می شن، و متأسفانه تأیید.

3. سوألاتی که مطرح میشن بعضی هاشون درعین حالی که تکراری هستن اما جنبه درد دل دارند، که خلاف عده ای از دوستان که مخالفت می کنن اما به نظر من باعث تسلی شخص سوال کننده باشه ( این انتقاد نبود ).

دسته ای دیگه از سوالات هستند که حالت نظرسنجی دارن بر فرض خانمی نظر آقایون رو راجع به نوع هدیه ای که دوست دارن دریافت کنن میپرسه، و طبق نظرات برای همسرش خرید کنه ( این هم انتقادی نبود ) اما خیلی از این سوالات نظرسنجی یا سوالات دیگه قبول کنید که با یه جست و جوی ساده قابل پاسخ گویی هستن.
سوالاتی از قبیل نوع پرده بکارت یا از این قبیل که بیشتر جنبه کنجکاوی دارن و بیشتر از طرف افراد تازه به سن بلوغ رسیده مطرح میشن.

اما خواهش می کنم کمک کنید تا حیای فضای وبلاگ بیشتر حفظ بشه، و به این حرف عامیانه و ناشیانه که اینجا دنیای مجازی هست و کی به کیه بسنده نکنیم.


با تشکر، تربچه.

 یا علی