بایگانی ماهیانه: فوریه 2020

با یکی مثل خودم ازدواج کنم ؟

با یکی مثل خودم ازدواج کنم ؟

با یکی مثل خودم ازدواج کنم ؟

سلام خدمت دوستان
پسری هستم 24 ساله چند روز دیگه میرم سربازی و تا به ثباتی نرسم فکر ازدواج نمی کنم 
از نظر تحصیلات، ظاهر، اخلاق و ایمان عالی هستم
مساله ای که هست اینه که کلا آروم، درونگرا و کمی کمرو هستم و امیدوارم تو سربازی و کار متعادلتر بشم
چیزی که ذهنمو درگیر کرده اینه که در آینده با یکی مثل خودم ازدواج کنم تا درک بیشتری به هم داشته باشیم ولی زندگیمون تو بعضی چیزا بلنگه یا یکی که این طور نباشه و زندگیمون متعادلتر بشه ولی جفتمون اذیت بشیم یا اینکه کلا ازدواج نکنم راحت
ممنون میشم نظر دوستانو بدونم.

امکان داره چون دوست بودیم سرد شده الان؟

امکان داره چون دوست بودیم سرد شده الان؟

امکان داره چون دوست بودیم سرد شده الان؟

سلام
یه مدتیه همسرم با من سرد شده و حتی تو روابط جنسی مثل اول نیس یا بهونه در میاره مشکلشو هم نمیگه که حل کنیم عصبی بودم و با همسرم بر خلاف میلش سکس کردم و که بدتر شده و میگه شکایت میکنم حتی از من میترسه بهش دست بزنم ولی من همسرشم یعنی تجاوز حساب میشه سه ماهی میشه رابطه نداریم ولی از آنجایی که خیلی دوسش دارم طلاق یا خیانت نمیخوام .
در ضمن قبل از ازدواج با همسرم 5 سال دوست بودم یعنی امکان داره چون دوست بودیم سرد شده الان ؟ بعد از 2 سال ازدواج و کار من تجاوز بود ؟ و چه حکمی داره ؟ مشکلش رو چجور بفهمم وقتی چیزی نمیگه به من حتی حاضر نیس نگام کنه از نظراتتون ممنون میشم دوستان

پاسخ :
سلام
رفتارتون رو با اون در قبل از ازدواج با الان مقایسه کنید . رفتار شما گرم تر شده یا سرد تر ؟ آیا به اندازه ی کافی بهش محبت کلامی می کنید ؟ خانم ها علاقه ی چندانی به دوست دارم های عملی ندارن . 
در طول روز چند بار بهش گفتید که دوست دارم و … . آیا رفتارتون با حرف تون یکی هست ؟ مثلا وقتی بهش میگید میمیرم اگه ناراحتی تو رو ببینم ، عملا این کار رو می کنید ؟
می خواید دلش رو به دست بیارید باید نازش رو بخرید و بهش محبت کنید . اون زن شماست . اون دوست یا همکار شما نیست که از محبت کردن بهش بترسید . 
اون قراره مادر بچه های شما باشه ، هر چه پیش شما مقبول تر باشه بهتره می تونه مادری بکنه . اصلا شما تصور کن برای تربیت بچه ها داری باج میدی ! به خاطر ثوابش محبت کن . 
یه مادر عصبی محبت ندیده نمی تونه بچه تربیت کنه .
موفق باشید

حدود 50 روزه از نامزدم خبر ندارم

حدود 50 روزه از نامزدم خبر ندارم

حدود 50 روزه از نامزدم خبر ندارم

سلام 
من 1 دختر 22 ساله هستم الان مدتیه با نامزدم به مشکل خوردیم اون میگه دیگه نسبت بهم سرد شده حدودا 50 روزه ازش خبر ندارم
دوستانم بهم میگن باهاش تماس بگیر و یه جورایی منت کشی کن که کارتون به طلاق نکشه (میگن مردها احتیاج دارن به اینکه یکی ازشون منت کشی کنه ) ولی از اون طرف خانوادم به شدت مخالفن و میگن اگر طلاق بگیری بهتر از اینه که منت کشی کنی چون اون موقع باید توی زندگیت همش باج بدی
منم حسابی گیج شدم این وسط آخه توی خانواده ما هیچ وقت زنها از مردها منت کشی نمیکنن حتی اگر بمیرن !!!! آیا واقعا حرف دوستام درسته؟؟؟
من باید چکارکنم ؟؟؟؟ تو رو خدا راهنماییم کنید

پاسخ :
سلام
هم دوستان شما اشتباه می کنن و هم خانواده تون . مردها منت کشی نمی خوان . همه ی درد اونا اینه که خانم شون حرف شنوی داشته باشه . اگه مردی قهر می کنه ، اگه داد و بیداد می کنه ، زور میگه ، بد اخلاقی می کنه و … ، به خاطر اینه که به عنوان مرد قبولش ندارن . 
به استثناها کاری ندارم ولی این دفعه با اطمینان کامل میگم که اکثریت مردها این طوری هستند . خانم هایی که شوهر پرخاشگر دارن ، می تونن یه مدت امتحان کنن . مدتی باهاش لج نکنید و بذارید حس کنه رئیس خونه است ، به احتمال خیلی زیاد رفتارش نرم تر میشه . شما از حرف شنوی نداری ، اون حس کمبود میکنه و می خواد با داد و بیداد کمبودش رو جبران کنه .
این جمله رو بازم خواهید شنید :
مردها اطاعت می خوان و زن ها محبت .
اطاعت کردن برات سخته ؟ برای درکش تصور کن شوهرت بهت محبت نکنه ، محبت کردن برات سخته ؟ برای درکش تصور کن خانمت ازت حرف شنوی نداشته باشه .

به شما پیشنهاد می کنم بهش زنگ بزنید و ببینید دردش چیه ؟ چرا ازتون سرد شده ؟ اگه در بحث حرف شنوی ضعیف عمل کردید می تونید از حرفاش بفهمید .
بهتر نیست هر کسی جای خودش باشه ؟ شما رئیس عاطفی خونه باشی و اون هم رئیس اقتداری خونه ! غرورش رو خرد نکن و ازش بخواه دلت رو نشکنه .
موفق باشید

من دچار وسواس فکری و کمال گرایی بیش از اندازه هستم

من دچار وسواس فکری و کمال گرایی بیش از اندازه هستم

من دچار وسواس فکری و کمال گرایی بیش از اندازه هستم

با سلام و عرض ادب
من دختر 26 ساله ای هستم که در آخرین روزهای کارشناسی ارشد و شرف فارغ التحصیلیم. به شدت به ادامه تحصیل علاقمندم اما رزومه پژوهشی پرباری ندارم و بر فرض که در آزمون هم قبول بشم، میدونم که توی مصاحبه دچار مشکل میشم.
من مشکلم رو تا به حال پیش مشاوران مختلفی مطرح کردم اما راهکار عملی دریافت نکردم… طبق تستهای مختلفی که داده ام من دچار وسواس فکری و کمال گرایی بیش از اندازه هستم و همین مورد موجب شکست من شده. من مقالات و کارهای پژوهشی زیادی رو با علاقه شروع میکنم اما نمی تونم به سرانجام برسونم.

خصوصیت بدی هم که دارم اینه که درخواست کردن از دیگران برام خیلی سخته. سعی میکنم توی بعضی از کارها از دیگران کمک بگیرم اما نمیدونم چرا نمیتونم با خودم کنار بیام؟ کلا کارهام رو در لحظه ی آخر تحویل میدم و تا اجبار بیرونی نباشه کاری از پیش نمیبرم.
خودم درس رو دوست دارم و تا اینجا هم با موفقیت پیش اومدم اما دیگه نمیخوام وابسته به اجبار بیرونی باشم.من در مواقعی که استرس انجام کاری رو دارم به جای انجامش، از اون کار دوری میکنم و سرم رو به موارد دیگه ای گرم میکنم…می ترسم این خصوصیت خسران به همراه بیاره کما این که تا الان هم خیلی متضرر شده ام. با تشکر

نمیدونم اونم احساسی به من داره یا نه

نمیدونم اونم احساسی به من داره یا نه

نمیدونم اونم احساسی به من داره یا نه

سلام
من دختر 18 ساله ای هستم که به پسر خالم خیلی علاقه دارم، 6 سالم تفاوت سنی داریم ، اما نمیدونم اونم احساسی به من داره یا نه، فکر اینکه بخواد با کس دیگه ای ازدواج کنه خیلی اذیتم میکنه، من امسال کنکور دارم اما این موضوع اونقدر آزارم میده که مانع درس خوندنم شده، من باید چیکار کنم؟

موقع عصبانیت کاری می کنم که بعد پشیمون میشم

موقع عصبانیت کاری می کنم که بعد پشیمون میشم

موقع عصبانیت کاری می کنم که بعد پشیمون میشم

سلام
من اکثر مواقع آروم هستم.به طوریکه اطرافیان منو با این آرامش همیشگیم میشناسن. اما وقتی ناراحت بشم به قول معروف یه دفه جوش میارم! رفتاری میکنم که دست خودم نیست.
و ممکنه اون لحظه باعث رنجش طرف مقابل بشم.اما یه کم که آروم شدم به شدت پشیمون میشم و… و میگم کاش زمان به عقب برمیگشت و من یه کم بهتر برخورد میکردم. البته نه اینکه حرف زشت و ناسزا بگم یا توهین بد بکنم اما زیاد از حد عصبانی میشم. میخوام بهم راهکاری بدین که عملی باشه…

ایا ادامه رابطه بدون روابط و سخنان خاص به صلاح هست ؟

ایا ادامه رابطه بدون روابط و سخنان خاص به صلاح هست ؟

ایا ادامه رابطه بدون روابط و سخنان خاص به صلاح هست ؟

سلام خدمت دوستان گرامی
من دختری هستم 29 ساله . یک خواستگار داشتم که در همه چیز به توافق رسیدیم و علاقه ای هم شکل گرفت. اما مادر ایشان به شدت مخالفت کرد و به هم خورد. بعد از مدتی ما دوباره به رابطه برگشتیم اما حرفی از رفع مشکل نیست. با توجه به اینکه سنم برای ازدواج بالاست و علاقه هم دارم به ایشون ایا ادامه رابطه بدون روابط و سخنان خاص و فقط در حد احوال گیری به صلاح هست ؟
با خودم فکر می کنم خوب بذار تلاشم رو بکنم  و در این قضیه منفعلانه عمل نکنم شاید موفق شدم