یه دختر 30 ساله ام که از زندگیم راضی نیستم

یه دختر 30 ساله ام که از زندگیم راضی نیستم

یه دختر 30 ساله ام که از زندگیم راضی نیستم

سلام
من یه دخترم 30 ساله از زندگیم راضی نیستم اما چه میشه کرد باید زندگی کرد سوال من اینه چرا بعضیا زندگیشون پیش نمیره مثل خود من از روزی که به دنیا اومدم تو زندگیم سختی بود پدر بد اخلاق بدبین بی پولی تقریبا من فقط تو زندگی فقط بودم و اطرافیانم رو میدیدم که هر روز تغییرات تو زندگیشون هست اما برای من نیست .
من فکر می کنم 90 درصد مقصر خانواده من هست مخصوصا 100 درصد پدرم چون اونقده اخلاقش گند بود که هیچ وقت نذاشت . ما با هیچ کس رفت و امد کنیم هیچ وقت پول کافی به منو خواهرم نمیداد که به سرووضع خودمون برسیم ن حتی درحد نرمال  همیشه ساده ترین وضع ممکن  یاحتی بدترین وضع ممکن هیچ وقت هم موقعیت کار کردن برای من وخواهرم پیش نیومد که خوددمون کار کنیم و گلیم خودمون رو از آب  بیرون بکشیم  .
وقتی به زندگی دیگران نگاه میکنم وبا زندگی خودمون مقایسه میکنم دچار این میشوم که خدایا من وخواهرم هم /ادمیم هیچ نداریم به چه چیزی دلخوشی داریم من مطمئنم تا وقتی یک دختری یک سری امتیازهارو نداشته باشه نمی تون ازدواج کنه حالا میگم ازدواج به درک کار وقتی به زندگی خودم و خواهرم نگاه میکنم احساس می کنم زیر پایم خالی است با خود می گویم از این بدتر هم میشود هیچ هیچ هیچ مطلق بدون دلخوشی بدون امید چرا چرا به کدامین گناه باید اینجوری باشم .
شوق من در زندگی چیه فکر میکنم باید فقط از خواب بیدارشم ناهار بخورم کارهای خانه را انجام دهم وتلوزیون نگاه کنم این زندگی منه تکرار تکرار تکرار البته اگر وسطش دعوا پیش تنیاد نه ذوقی نه تفریحی چون همه چیز پول میخوهاد وتونداری این اخر شه چرا باید اینطور باشد چرا هیچ نجات دهنده ای نیست راستی زندگی برای منی که هیچ تغییری در آن برایم مسیر نیست چه معنا  دارد آیا زمانی که به دبستان میرفتم وشاگرد اول میشدم  این را میخواستم از زندگی چرا تمام افق های من کشته شد چرا باید دختر همسایه چون پدرش به سر و وضع دخترش میرسد و رفت و امد دارند ازدواج کند مگر من چه تقصیری دارم در به وجود اوردن سرنوشت پر از تکرار ؟
چرا دنیای من همیشه سکون یا بی رحمی است چرا به مانند دختران دیگر لباس های زیبا بر تن ندارم چرا باید همکلاسی من که یک دختر است باید موهایش را هایلات کند انوقت من اجازه نداشته باشم اصلاح کنم اگرم اجازه داشته باشم پولش راندارم چرا باید این همه تفاوت را ببینم باز هم حاضر به زندگی باشم برای چه چیز زندگی کنم بخورم بخوابم و پاشم بدون امکانات بدون هیچ فقط ببینی دیگران چگونه از زندگی لذت می برند تو در این وسط فقط یک تماشاچی هستی تا سی سال دیگر هم مجرد .
پول نداری که خود را بیاارایی خانه مناسب ندارین کسی برای اینکه تورش کنی از تو حمایت نمیکند تو محکومی به اینکه در چاردیواری  بمانی وقتی پول نداری هیچ نیستی هیچ هیچ ذوق کشته خواهد شد اعتماد به نفس میمیرد امید و میل به بودن از بین میرود .
اه خدایا تو را چگونه سپاس گویم بابت این زندگی که به من بخشیدی و باعث شدی که من رشد کنم  دیگر دلم هیچ نمیخاهد چون ایمان دارم خاسته های من را هیچ کس براورده نخواهد کرد چون ایمان دارم خدایی که ان بالاست بنده اش را آفریده اما اما میگوید سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهم داد مگر انکه خود تغییر کنند و من هم قدرت تغییر کردن را ندارم مطمئنم خود خدا هم کاری به کار من ندارد پس خداحافظ زندگی که برای من هیچ نداشتی نه دلخوشی نه روز خوشی نه امتیازی هیچ .
زندگی تقدیم ان ناز پرورده هایی شود که پدر و مادرشان برایشان هیچ کم نمیگذارند اخر سر هم با بهترین وضع ممکن ازدواج میکنند من و امثال من برای چه هستیم فقط زنگ تفریحی برای دیگران برای انکه انها خود توانمند هستن به تمسخر بگیرند انها که یک ذره انسانترند ترحم کنند برای امثال من غرور معنا ندارد .
تفاله ای هستی که هیچ وقت زندگیت پیش نخواهد رفت چون تو پول نداری ظاهرت زیبا نیست محکومی  این است دنیا که برای من ساخته شده فقط زنده بمان وهیچ نگو دم نزن نمی توانی تغییربدی هس ساکت باش حداقل اوضاع را بدتر نکن همینه که هست  .
من فقط باید دور خودم بچرخم و سرانجام بمیرم  ایا هدف  خدا از افرینش من این بود اگر فقط این بود ؟ چرا من را به این دنیا اورد که محکوم شوم اخر من بهشت و جهنم به چه کار من میاید وقتی من در جای جای زندگیم اختیاری نداشتم بس تکلیفی هم بر من نیست چون من اختیاری نداشتم زندگی تمام نفس ها را از من گرفت اخر سر هم بدون انکه برای کسی مهم باشم میمرم تها تغییر در زندگی من این است که میتوانم در گور بخابم ان هم میدانید چرا چون این یک تغییر اجباری است پولی نیست چقدر خوشحالم هیچ در زندگیم نیست که بخواهم دلبستگی داشته باشم.
یکی میاد در این سایت و میگوید من همه چیز را دارم حالا خسته شدم دلم دوست داشتن میخواهد حالا من میخواهم بگویم من هیچ ندارم دلم ارامش میخواهد خسته شدم از تمام گره های که در زندگیم است چه کسی پول را رها میکند تمام گره های زندگی توسط پول باز میشود وقتی که پول نباشد تو هیچ نیستی .
چرا باید خدا بر سر من اینطوری سختی هاش را قرار دهد چند روز پیش در سایتی کودکی را دیدم که تمام وجودم برایش ناراحت شد دختر بچه ای بود که تمام بدنش زخم میشد شاید الان 7 یا هشت سالش باشد از یک خانواده کارگر .
چرا چرا باید ان دختر این همه زجر بکشد و یکی بیاید از سر شکم سیری بگوید دلم دوست داشتن واقعی میخواهد فقط کافی است سرچ کنی ان دختری که من میگویم را ببنی یک دختر خوزستانی .
چرا چرا باید زندگی برای بعضیها اینچنین باشد من خودم هیچ ندارم اما اگر ثروتمند بودم هزینه درمانش را قبول میکردم  .
نگاهش کنید ترو خدا حال و احوالش را در این سایت ما رو بی خبر نگذارین

بیشتر بخوانید …

یکی پیله کرده که چرا تا حالا ازدواج نکردی، چی بهش بگم؟
دختری 29 ساله ام که جهیزیه ندارم، به ازدواج کردن امید داشته باشم؟
یه بغض سنگینی رو گلومه که فقط خدا حالم رو میدونه و بس
دیگه نمیکشم، دیگه نمیخوام این زندگی رو …
همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم
سهم من از این زندگی فقط کلفتی پدر و مادرم هست
نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟
سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه
این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟
چطور خانوادم رو قانع کنم که سر کار برم ؟
صبح تا شب توی خونه حسرت زندگی دوستانم رو می خورم
چرا منو کسی نمیخواد؟ ، این سوال شده عقده
تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته
درد و دل یه دختر دهه شصتی
یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم
دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده
مدتی هست که دلم عاشقی کردن می خواد
در 53 سالگی هنوز مجردی رو تجربه می کنم
27 ساله شدم، دلم می خواد یک مرد کنارم باشه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *