برام دعا کنید، خیلی گره به زندگیم افتاده

برام دعا کنید، خیلی گره به زندگیم افتاده

برام دعا کنید، خیلی گره به زندگیم افتاده

سلام دوستان
نمیدونم میخوام درد و دل کنم. نصیحت کنم یا برای حل مشکلم ازتون کمک بخوام. میدونم اعتراف به گناه، به مراتب خیلی بدتره اما به همفکریتون نیاز دارم..من آدم نسبتا مذهبی هستم اما خانواده ام به شدت مذهبی و مقیدند. اکثرا هم تو خونه ی ما یا قران خونده میشه یا سخنرانیه مذهبی پخش میشه. راستش من از بچگی با این چیزها بزرگ شدم اما امان از وقتی که خدا بخاد یکی رو امتحان کنه. یکی مثه من که ایمانش سسته.. من همیشه تو سخنرانیها میشنیدم که میگفتن مال مردم رو نخورید، حق الناس به گردنتون نباشه و ..همیشه به خودم میگفتم برای اینکه آدم به این چیزا دچار نشه بهتره سرکار نره و بشینه تو خونه اش تا حداقل حساب کتاب کسی تو زندگیش نباشه اما به قول بنده خدایی مهم اینه تو وسط میدون باشی و خودتو نگه داری نه اینکه ی گوشه دور از آدم و عالم باشی و ادعای پاک بودن داشته باشی..
راستش من تو آموزشگاهی دبیر بودم و گاها شاگرد خصوصی داشتم،حالا یا آموزشگاه بهم معرفی میکردشون یا مستقیم خودم پیداشون میکردم. من نمیتونستم خونه شاگردام برم یا اونا منزلمون بیان، فقط میتونستم تو خود آموزشگاه کلاسامو برگزار کنم. اونجا هم قانونش این بود که باید مبلغی رو به آموزشگاه پرداخت میکردم، برای اینکه دارم از محیطشون استفاده میکنم. درصد نسبتا زیاد و برای منی که ساعتی 15 یا 20 میگرفتم، نسبتا مبلغ قابل توجهی میشد. منم همیشه از این موضوع ناراحت بودم و دنبال این بودم که یه جوری آموزشگاه رو دور بزنم و پولی رو بهشون ندم یا یکی در میون بدم و متاسفانه موفق هم شدم و ماله یکی دیگه وارد زندگیه من شد…حالا از اون اموزشگاه اومدم بیرون و همه ی اون پولها هم خرج شده…اما از اون ماجرا به بعد احساس میکنم زندگیم دکرگون شده. انگار خدا صداهام و نمیشنوه. یه بیماری هم برام پیش اومده که هر چی زار میزنم و متوسل میشم و دوا درمون میکنم،بی اثره…از اون روز تا حالا هر جا برای استخدام رفتم به دلایل واهی به هم خورده و الان بیکار و بیمار تو خونه نشستم..امروز صبح تو قرآن یه آیه ای به چشمم خورد (و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.) یعنی هر کس تقوای الهی پیشه کند،خدا راهی رو برای گشایش جلو روش قرار میده و از جایی که فکر نمیکنه بهش روزی میرسونه..خیییلی پشیمونم.راهها رو به روی خودم بستم.میخوام جبران کنم…به نظرتون باید مستقیم برم پیشه مدیر آموزشگاه و ازش حلالیت بطلبم و پول رو بهش برگردونم یا پول رو ب حسابش واریز کنم و چون با دخترش در ارتباطم،از اون بخوام از پدرش برام حلالیت بگیره اما داستان رو تعریف نکنم. اینم بگم من آمار پولهایی که بدهکارم رو نداره میخوام حول و هوش مبلغی رو فکر میکنم بدهکارم بدم و بخام کم و زیادش رو ببخشه… واقعا نمیدونم پیش اون آقا به گناهم اعتراف کنم یا نه؟؟ چیکار کنم منو ببخشه؟؟در پایان ازتون میخام تو رو خدا حواستون باشه، نه فقط به مال ،حتی به نظراتی که اینجا میذارین..شب قدر ،آقای رفیعی سخنرانی میکرد میگفت: اون دنیا تو پرونده ی اعمال کسی مینویسند: قتلف طرف به خدا میگه: خدایا من هیچ وقت کسی رو نکشتم… خدا هم میگه فلان روز،حرفی زدی،اون حرف دهان به دهان چرخید و باعث قتل کسی شد… گناهش به پای توام هست…انشالا عاقبت بخیر بشیم. برام دعا کنید. خیلی گره به زندگیم افتاده…

پیشنهاد :
چطوری از خدا حاجتم رو بگیرم؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *