ترس از کنکور! واقعا کنکور سخته؟

ترس از کنکور! واقعا کنکور سخته؟

ترس از کنکور! واقعا کنکور سخته؟

سلام من دانش اموز سال سوم دبیرستان تو رشته ی ریاضی هستم. منم واسه کنکور 96 حتما باید یه دانشگاه خوب قبول شم ولی هر چیزی که درباره ی کنکور می فهمم فقط بیش تر نا امید می شم.مثلا تو کتاب تست های کنکور سال های مختلف رو گرفتم ولی هیچی ازش نمی فهمم خیلی سخته. تو فامیل هم چند تا رو داشتیم که خیلی می خوندن (مثه الانه خودم ) ولی آخرش شدن بیست هزار یا پونزده هزار.  البته از این موردا خییلی هست. حالا می خوام چند تا سوال بپرسم از کسایی که کنکور دادن :1- آیا واقعا کنکور رو با خوندن میشه رتبه زیر هفت هزار اورد؟2- روش خوندن چیه؟3- برای منی که سوم دبیرستانم چه پیشنهادی دارین؟

آیا واقعا بعد از ازدواج خدا روزی رو زیاد میکنه؟

آیا واقعا بعد از ازدواج خدا روزی رو زیاد میکنه؟

آیا واقعا بعد از ازدواج خدا روزی رو زیاد میکنه؟

با سلام
پسری 20 تا 24 ساله هستم یه سوالی چند وقته خیلی ذهنم رو مشغول کرده. من اگه روزی بخوام ازدواج کنم حتما باید از لحاظ مالی در وضعیت مطلوبی باشم یعنی مثلا ماشین  و همچنین پول خرید یه خونه یا حداقل اجاره خونه رو داشته باشم تا پا پیش بذارم .
اما خیلیا میگن این چیز ها رو بعد ازدواج خود خدا میرسونه . خدا هم تو قرآن این مژده رو داده که افرادی که ازدواج میکنند رو بی نیاز میکنه ، راستش یه ذره تصورش برام سخته .
حقیقتا ایمانم به این حرف ها کمه حالا اگه میشه از دوستان خواهش میکنم منو قانع کنن بخصوص متاهل ها از خاطرات خودشون بگن مثلا بگن چه جوری خدا از درهای رحمتش اونا رو بی نیاز کرده تا قلبا به این موضوع باور پیدا کنم ؟

چه پاسخی به سوالات نامربوط آشنایان به ظاهر دلسوز بدم ؟

چه پاسخی به سوالات نامربوط آشنایان به ظاهر دلسوز بدم ؟

چه پاسخی به سوالات نامربوط آشنایان به ظاهر دلسوز بدم ؟

سلام
چند سال هست که ازدواج کردم و خدا رو شکر مشکلی با شوهرم ندارم و از زندگی راضی هستم. شوهرم ادم درونگرایی هست و علاقه زیادی به رفت و امد فامیلی نداره . هیچ کدوم از ما مشکلی با این موضوع نداریم و خودم به همراه خانوادم به بعضی از مهمونی ها و مراسم آشنایان می رم.
ولی بعضی از آشنایان هر بار از من با طعنه سوال می کنند که چرا شوهرت نیومده ؟ چی شده و از این حرفای خاله زنکی . به همین خاطر فقط تو مراسم های مهم یا وقتی دلم برای کسی تنگ میشه تو بعضی مهمونی ها حاضر میشم .
لطفا یک جمله دندان شکن و در عین حال محترمانه به من یاد بدید تا در پاسخ به سوال این آشنایان به ظاهر دلسوز بگم .
البته می دونم که نباید به این حرفا اهمیتی بدم و مهم عشق و تفاهمی هست که بین من و همسرم وجود داره ،ولی بعضی وقتها واقعا به یک جواب برای این سوال ها نیاز دارم.
ممنون

معرفی مراکز یا اساتید قابل و کم نظیر در زمینه ی عرفان

معرفی مراکز یا اساتید قابل و کم نظیر در زمینه ی عرفان

معرفی مراکز یا اساتید قابل و کم نظیر در زمینه ی عرفان

بسم الله
سلام
یک راهنمایی میخواستم از کاربران محترم سایت درباره ی مراکز یا اساتید قابل و کم نظیر در زمینه ی عرفان ( عرفان اسلامی ) .
آیا کسی مرکز یا حوزه و یا استاد خُبره و عارف سالکی را می شناسد که حقیقتا دستگیر این جانب در راه سیر و سلوک و طریقت الی الله باشد ؟
به دنبال جلسات عرفانی که صرفا جهت سبکی و آرامش برگزار می شود نیستم . طالب اساتید مکاشفه و معرفت های الهی و لدنی هستم .  من ساکن تهرانم .
اجرتان با خدا

در دوران آشنایی قبل از عقد، چقدر باید ابراز عشق کنم ؟

در دوران آشنایی قبل از عقد، چقدر باید ابراز عشق کنم ؟

در دوران آشنایی قبل از عقد، چقدر باید ابراز عشق کنم ؟

سلام
خسته نباشید
من با یه بنده خدایی توی دوران اشنایی هستیم (دوست نیسیتم مشاوره میریم فعلا ) . به هم حس خوبی داریم و گاهی اوقاتم این حسه فوران میکنه و قربون صدقه هم میریم . جدیدا هم بیشتر شده این فوران ها . حالا سوالی که دارم اینه که من به عنوان اقای توی این رابطه چقدر باید ابراز عشق کنم ؟
اینو خیلی شنیدم که میگن هیچوقت زیاد نیست ولی واقعا ادم سیر نمیشه؟ تکراری نمیشه؟ شور قضیه در نمیاد؟ طرف براش مسخره نمیشه به مرور؟
بعد خیلی وقتا من چند برابر اون اینجور حرفا میزنم و یه مقدار نگران میشم نکنه دارم خسته اش میکنم که همراهی نمیکنه .
ازشم پرسیدم میگه نه خیلیم دوست دارم و حس خوبی بم دست میده . منتهی نمیدونم میگم شاید برای اینکه مشکلی پیش نیاد اینجوری گفته . حالا کلا میخواستم بدونم با تجربه ها چی میگین ؟ هم اقایون هم خانوما .  هر کدوم از نگاه خودشون میتونه مفید باشه . 
ممنون
یاعلی

زمانی شکست می خوردید چه راهکاری در پیش میگیرد؟

زمانی شکست می خوردید چه راهکاری در پیش میگیرد؟

زمانی  شکست می خوردید چه راهکاری در پیش میگیرد؟

سلام
در واقع یه جور راهنمایی تحصیلی مربوط به هدف میخوامهستن کسایی که به افرادی که کارهاشونو به تعویق میندازن یا تنبلی میکنن و وقت مهم الانشون رو الکی هدر میدن میگن واسه خودت هدف تعیین کن یا میگن خواستن توانستن است یا چیزایی مشابه حرفهای کتاب قانون راز که هر چی تو فکرت باشه همون میشه و…
حالا من سوال دارم که چطور هدفمو ( پزشکی ) همیشه تو ذهنم داشته باشم و باورش داشته باشم تا در نهایت بهش برسم؟
از کسایی که فکر میکنن زندگی و شرایط الآنشون از لحاظ شغلی یا تحصیلی یا رشته یا دانشگاه و… اون چیزیه که میخواستن سؤال دارم. چه جاهایی حس کردید شکست خوردید و دیگه کم اوردین؟ چیکار کردید که دوباره روحیه اتونو بدست بیارید؟ میشه واضح تر بگم زمانی که فکر میکردید شکست خوردید چه راهکاری در پیش گرفتین؟
من یه کنکوریم و واقعا میخوام اون چیزی که میخوام همیشه تو ذهنم باشه و واقعی بودنش رو باور کنم و از سستی و تنبلی دست بردارم یه وقتایی خوب کار میکنم خوب میخونم پیش میاد یه مدت بعدش خراب میکنم .
پشت کنکوری هستم و چن ماهه دیگه بیشتر تا کنکورم نمونده و دیگه نه خودم نه خانواده ام توانایی اینکه یه باره دیگه من پشت کنکوری باشم رو نداریم.
پیش میاد من نسبت به دیروزم بهتر عمل میکنم مثلا ساعت مطالعه ام رو افزایش میدم ولی اخر شب میگم نه خراب کردم به اون برنامه ای که میخواستم عمل کنم کامل عمل نکردم . میگن سعی کن هر روز از دیروز خودت بهتر باشی من یه وقتایی پیش میاد بهتر از دیروزمم ولی روز بعد اون ها رو نادیده میگیرم که نه اصلا خوب نبود .
وقتی دانشجوها یا شاغل های هدفم رو میبینم یا به طریقی باهاشون هم صحبت میشم یا… تو دلم عزاست همش میگم اگه منم روند تحصیلی خوب گذشتم رو ادامه میدادم الان حسرتی نداشتم متاسفانه من تو سالای سرنوشت ساز سوم و پیش دانشگاهیم خراب کردم در صورتی که سابقه تحصیلی گذشتم عالی بود.
خواهشا اگه کسی به چیزی که خواسته رسیده بخصوص پزشکی / دندون پزشکی / یا داروسازی حالا چه دانشجوی هدفتون چه فارغ التحصیل بهم راهنمایی و انگیزه و اون چه که لازم میدونین رو بگین .
فقط سرزنش یا نا امیدی نباشه لطفا چون من و خانواده ام چیزی جز پزشکی نمیخوایم سابقه ی تحصیلی گذشتم و اراده ی گذشتمم اینو ثابت میکنه. درسته قرار نیست هر کسی بره ولی لابد پتانسیل چنین رشته ی تاپی رو دارم فقط ازتون راهنمایی میخوام.
متشکرم

تا حالا شده که خواستگارتون رو دوباره برش گردونید؟

تا حالا شده که خواستگارتون رو دوباره برش گردونید؟

تا حالا شده که خواستگارتون رو دوباره برش گردونید؟

سلام
من یه مدته سر عقل اومدم و تصمیم به ازدواج گرفتم یه روز که خیلی به خاطر مسئله ای ناراحت بودم ی خاستگار زنگ زد و من خودم بهش نه گفتم.گفتم دخترم میخواد ادامه تحصیل بده البته بماند که تو شهر ما وقتی مامان پسرتماس میگیره حتی فامیلیش روهم نمیگه و انتظار داره دختر تمام آماررو بده .خواستگارم برادر خانم، همسایمون بود، بوتیک داره و ی روز اقواممون که مشتریش بوده فامیلیش رو میگه و خاستگار من میپرسه که با خانواده فلانی نسبتی دارید و کلی تحقیق ازش در مورد من میکنه .

خلاصه قبل از اینکه با ما تماس بگیره منو هم غیر مستقیم دیده و پسندیده و با خیال راحت زنگ زد خونمون و من هم با خیال راحت گفتم نه، البته خانواده من به اکثر خواستگارهای تلفنی نه میگن . بعد مدتی اقواممون گفت چرا فلان خاستگار و رد کردین، ما هم اصلا خبر نداشتیم که کیو میگفت. قضیه رو تعریف کرد گفت خاستگارت خیلی ناراحت شده انتظار نداشته و خیلی تحقیق کرده بوده . ( اما به اقواممون گفته بوده که به خانواده من نگه) .
بعد از این ماجرا یه روز منو مامانم میخاستیم ببینیم اصلا این کیه شاید پسر خوبی باشه خیلی نامحسوس رفتیم مغازش تا منو دید اخمش تو هم رفت یه لباس ازش خریدم اما خیلی ناراحت بود ما رو بیرون نمیکرد و بس .
منم دیگه مثل خاستگارای قبلی فراموشش کردم تا اینکه دیروز نزدیکی های خونه پسره نانوایی هست ما نون خریدیم سوار ماشین میخاستیم بریم اومد با موتور رد بشه بره تو خونه چشم تو چشم شدم باهاش منو دید، پیش خودم گفتم خب اگه میخاد شاید به بهانه ای میاد خونه خواهرش و همینطور هم شد اما چون ما تو مسیرمون رفتیم در مغازه وقتی اومدیم دیدیم موتورش در خونه خواهرشه تو حیاط بود داشت حرف میزد ولی مطمئنم ظهر جمعه کاری نداشت که مسیرشو عوض کنه بیاد اینو میگم که نگید دخترا توهم دارن .
یه شب هم داشتیم با خواهرش تو کوچه حرف میزدیم اومد منو دید فکر کنم بازم ناراحت شد برگشت با موتور با سرعت رفت که خواهرش گفت نمیدونم چش بود بعد گفت داداشمو دیدی خیلی حساسه برای زن گرفتن .
به فامیلمون نمیشه بگم که برش گردونه به خاطر مسائلی .البته مامانم یه جورایی به خواهرش گفته که من دیگه نمیخوام ارشد بخونم و البته پسره هم به اقواممون گفته بود خب درس بخونه مگه کی گفته نخون . منو خانوادم هم اگه بگیم خوب نیست .
دوستان تا حالا شده که خواستگارتون رو دوباره برش گردونید چطوری ؟

بیشتر بخوانید … :
چیکار کنم پسر مورد علاقم دوباره ازم خواستگاری کنه ؟
آیا برگردوندن یه خواستگار مناسب درسته ؟
آقا پسرتون تشریف نمیارن برای خواستگاری مجدد
چطور میتونم بهش بفهمونم که از رد کردنش پشیمونم؟
خواستگارم در جواب واسطه گفته که دیگه شرایط ازدواج ندارم
دوسش دارم اما امیدی به برگشتش ندارم
همه خواستگارامو دارم رد میکنم امید به بازگشتش دارم
چطوری خواستگاری رو که رد کردم برگردونم ؟ 
چطور سر راه پسر مورد علاقم که پدرم ردش کرده قرار بگیرم؟
به خواستگاری که رد کردیم چطوری بفهمویم دوباره بیاد؟
دوست دارم که اون خواستگارم دوباره بیاد
چکار کنم که دوباره بیاد خواستگاریم ؟

چند وقتیه من معتاد عمل استمنا شدم

چند وقتیه من معتاد عمل استمنا شدم

چند وقتیه من معتاد عمل استمنا شدم

سلام
پسری هستم 17 ساله اسمم … میخوام کمکم کنید یا شاید من بتونم کمکتون بکنم . ادم در همین سن یکم بالا پایین پاش به دنیایی کثیف این روزگار باز میشه . از همه گناهاش بگیر . که یکی از مهم ترین اونا مربوط به میل جنسی و شهوت  هست .
خیلی پاک نگه داشتن خود تو این دنیا سخت شده . اره ما میدونم خدام خودش میدونه . از دخترای تو خیابون بگیر تا فیلتر شکن جک داستان های +18. لامصب این دنیا یجور پیشرفت کرده که براحتی با دو تا سوت میشه فیلم و عکس و همه چی مبتذل رو ببینی .
تازه اینایی که میگم خوبه . بزار زندگیمو قشنگ بهتون بگم . من که 10 سالگی نمیدونستم که اصلا استمنا چیه ؟
آقا ما هم هر وقت تو خونه تنها میشدیم  طبق معمول شیطون گولمون میزد . تا اون موقع که نمی دونستم +18 چیه . بزرگ تر شدم 13 -14 سالگیمون اونجا دیگه فهمیدیم استمنا چیه +18 چیه .

من هنوز تا اون موقع نسبتا اوضاع خوبی داشتم چون وقتی میبینی این کار گناه کبیره است متحول میشی بقول بنده خدایی سگ بگیرتت ولی جو نگیرتت ادم شدیم  . اقا مام نشستیم در مورد عوارض چمیدونم استمنا اینا خوندیم تا 1 ماهی سالم بودیم گلاب به روتون باز شیطونه اومد البته ایندفعه که اومد دیگه رفت .
من 14 سالگی تازه عکس های مبتذل رو تو اینترنت دیدم سرتونو درد نیارم . من خاک برسر یه روز دیدم برادرم از من بزرگ تره 24-25 داره دیدم فیلتر شکن رو سیستمه قایمش نکرده بود متاسفانه دیگه با دیدن چند تا فیلم کم کم دیگه داشتم بهشون عادت میکردم البته برادرم پیش ما زندگی نمیکنه گه گاهی میاد .
رفتش ما چند تا فیلم دیدیم بعد اون دیگه بغضمون گرفت به غلط کردن افتادیم باز جو گرفتمون فیلتر شکن حذف کردم . بعد یک هفته باز به غلط کردن افتادم نمیدونم چیه نیاز بود وسوسه بود خلاصه هر چی بود اینقدر با این لب تاب ور رفتم تا بلاخره فیلتر شکنو دانلود کردم باز طبق معمول فیلم نگاه میکردیمو باز فیلتر شکن حذف باز متحول میشدیم باز به غلط کردن می اوفتادیم .
من تا الان تو هیچ زمینه ای پیشرفت نداشتم ولی تو این قضییه نسبت به سنم پیشرفت کرده بودم کلا ادم نحثی هستم تو زندگیم اول که فیلم های مبتذل نگاه میکردیم بعضی از حرکات اونا برا ما تعجب اور بود .
میگفتم اینا دیوونن یا صاحب سکته ، جلل خالق مگه میشه مگه داریم. بعد از مدتی که دیگه اکثرا چند روزی یکبار این فیلم ها نگاه میکردیم واسمون عادی شده بود .
البته من تا اون موقع کلا نمازام سر جاش بود همشو میخوندم کجای کارین فیلم های مبتذل نگاه میکردم نمازم میخوندم نه دلم میومد خدا رو ول کنم نه شیطونو بلاخره بخاطر نحثیمون والا نمیدونم هر چی بگید ، خدا رو ول کردم دیگه هر روز فیلم نگاه میکردم .
تا اینکه کم کم شد 15 سالم اول دبیرستان . طبق معمول مث همیشه دهنم سرویس بود مدرسه که کلا بیخیال شین اوضام خراب بعد از مدتی باز به استمنا رو اوردم البته قبلا که اینکارو میکردم چیزی از من خارج نمیشد اما برای اولین بار من خاک بر سر بعد از 24 رو تحمل ، اینکارو کردم و همون مایع سفید که خودتون میدونین از من خارج شد به به چه جذابیتی داشت .؟!
این روز های 22-23 من دیگه داشتم میپوکیدم که وقتی این کار خاک برسری رو انجام دادم انگار دنیا رو بهم برگردوندند اصلا یه حال خوب داشتم تازه فهمیده بودم استمنا یعنی چی .
من تا حدی تو این زمینه پیشرفت کردم که شیطون رفیق فابریکم بود بجای اینکه بهش بگم لولو خورخوره هزار تا فوشش بدم بهش میگم قند عسل من کجاست ؟
تا این حد اوضام نابود بود . من تا 10 روزی تحمل کردم بعدش رفتم فیلم مبتذل دیدم و بعد متاسفانه استمنا . . من کلا بدنم جوری شده بود که هر ده روز یکبار باید اینکارو میکردم . که دیگه شد 16 سالم و بهترین مدرسه که میرفتم دیگه 10 روز برای من کم بود هر روز با چیز جدیدی برخورد میکردم .
تا سال 94 مهر ابان  اوضام خیلی خوب بود تازه این ، خوبم بود معدل داخل کلاس 24 نفره شد 11-12 انچنان درس خون نبودم ولی بطور متوسط میخوندم و رسیدیم به الان که من شدم نفر 22  کلاس !
حالا ول اینا کنید چند وقتیه من معتاد این عمل استمنا شدم و هر روز اینکارو انجام میدم دیگه کلا هیچ حسی ندارم فقط یک کلمه بهتون بگم نیاز دارم نیاز نمیتونم خودمو بگیرم وضعم خیلی خراب شده کلا ادم جوشی که بودم الان خیلی جوشام  بیشتر شده و ادم افسرده که بودم همیشه بهم میگفتن گوشه گیر اما الان واقعا روحم کل زندگیم رنگ کثیفی گناه گرفته دیگه من نمیدونم گناه کبیره چی هست حرام چیه دیگه نمیدونم غیرت چیه شدم یه ادم خیلی کثیف .
الانم نمیدونم چی بگم واقعا … اینو گفتم تا یکمی برام دعا کنید حدیثم خوندم به حدیثی بود پیامبر میگفت کسی که استمنا میکنه انگار با کف دست خودش ازدواج کرده البته این و داخل قران هم بهش اشاره ای شده بود که والا یادم نیست بزار الان معنی دقیقشو براتون میگم ( و آنان که شرمگاه خود را [از حرام] نگهدارنده‏اند، مگر بر همسران یا کنیزان خویش، که [براى آمیزش با آنان ‏] سرزنش نشوند پس هر که افزون از این [ که یاد شد ] بجوید، اینان از حد درگذرنده‏ اند ) .
این اول کار رو من تاثیر گذاشت ولی بعد مدتی باز به همون خونه اولم برگشتم از اونایی که هنوز دچار استمنا در حد من نشدند خواهش میکنم از همین الان اونو ترک کنند بعد از مدتی دیگه دست خودت نیست دیگه نیاز داری درک نیاز خیلی سخته . فقط بدونین دیگه اختیار دست خودتون نیست این روح شما هست که دیگه شما رو مجبور به این عمل میکنه خواهش میکنم از همین الان خودتونو بگیرین و اونایی که مث منن رو دیگه نمیدونم .
باشد که خدا دلش بحال من و شما ها بسوزد و مارا به راه راست هدایت کند برا منم دعا کنید که خدا یه نگاه من بکنه و از این کار کثیف که واقعا کثیف نجات پیدا کنم و همه اونایی مثل منن .
خدانگهدار 

پیشنهاد :
دانلود راهنمای ترک خودارضایی

آیا بعد از ازدواج، هوای عشق سابقم به سرم میزنه ؟

آیا بعد از ازدواج، هوای عشق سابقم به سرم میزنه ؟

آیا بعد از ازدواج، هوای عشق سابقم به سرم میزنه ؟

سلاماز اونجایى که مى شود چند بار عاشق شد مثلا من مدتى عاشق کسى بودم و به دلایلى به او نرسیدم و بعد از دو سال عاشق فرد دیگه اى شدم و متاسفانه باز هم عشقم نافرجام ماند. بگذرد که چقدر سختى کشیدم تا عشقشان را فراموش کنم. اما مدتى است که فکرى مثل خوره افتاده به جونم نکنه در آینده بعد ازدواج با فرد مورد نظرم بعد از چند سال عشق بین من و همسرم کمرنگ شه و با وجود داشتن همسر عاشق یکى دیگه بشم ؟نکنه اون عاشق یکى دیگه بشه! نکنه عشقم نسبت به کسایى که دوستشون داشتم برگرده. لطفا اونایى که تجربه اش رو دارند راهنمایى کنند. خانم ها و آقایونى که به عشقشون رسیدند و ازدواج کردند و چندین سال از زندگیشون میگذره آیا با وجود همسرشون شده دوباره عاشق بشن ؟یا اگه شکست عشقى خوردند کامل نسبت به معشوق سابقشون بى میل شدند براى همیشه یا نه بازم دلشون هواى معشوق سابقشونو میکنه ؟؟؟ خیلى گیچ شدم.خواهشااااا راهنمایى کنید. ممنون.

دوست پسر قبلی خواهرم برای زندگی جدیدش ایجاد مزاحمت میکنه ؟

دوست پسر قبلی خواهرم برای زندگی جدیدش ایجاد مزاحمت میکنه ؟

دوست پسر قبلی خواهرم برای زندگی جدیدش ایجاد مزاحمت میکنه ؟

 سلام
خواهرم از همان 14-15 سالگی دوست پسر تلفنی داشته که با هم قرار ملاقات از دور هم می گذاشتند. الان حدودای 22 ساله است. البته مادرم خیلی سخت گیره. خواهرم باید حجابش رعایت کنه و مادرم نمی ذاره هیچ جایی تنها بره. حتی بیشتر از ابتدایی هم نذاشته درس بخونه. و همه خواستگارهاش رو هم رد می کرد .
پدرم بد اخلاقه و با او رابطه عاطفی نداره. که اینها همه در روحیات و وابستگی عاطفی او به جنس مخالف تاثیر گذاشت. من به عنوان خواهر بزرگتر و تحصیل کرده خیلی نصیحتش کردم. از هر راهی… کلی داستان عبرت آموز هم برایش گفتم. خواهرم اهل نماز و روزه ست..
مادر و برادرم بدون اینکه به روش بیارند به بهانه مزاحم تلفنی داشتن، سیم کارت و تلفنش ازش گرفتند. اما باز هم از طریق تلفن منزل و… تماس ها را ادامه می داد…
و  الان حدود دو سال است که فقط با یک پسری که به خواستگاریش هم آمد ارتباط تلفنی داره. البته عکس بی حجاب هم براپسره فرستاده. اما نمی دانم حرفهای ممنوعه هم می زنند یا نه ؟ اما پیام پسره رو که در مورد اولین روبوسی عید بود را دیدم.
الان یکی از پسرهای خوب فامیل به خواستگاریش اومده. نمی دانیم چه باید کرد؟ لطفا بنویسید نظر شما درباره پاسخ مثبت به خواستگار جدید با توجه به سابقه دوست پسر خواهرم، چیست؟ آیا ممکن است آن پسر قبلی برای زندگی جدید خواهرم مزاحمت ایجاد کند؟
ما باید به خاطر ترس از آن پسر به این فرد جواب منفی بدهیم ؟ در صورت پاسخ مثبت به این خواستگار جدید امکان دارد خاطرات دوستی و دوستی های قبلی زندگی و عشق به این فرد را مختل کند؟
کلا سوالم این است که به نظر ازدواج یک دختر دوست پسر دار چه عاقبتی دارد؟ در میان سوالات هم جستجو کردم.  متاسفانه علیرغم اشتیاق زیاد پاسخ دهنده ها به سوالات جنسی و بحث در مورد اندام و غیره… در آن پست مربوط به ازدواج دختر دوست پسر دار، پاسخ های شفاف و به درد بخوری که مشکل ساز باشد نبود.
خیلی ممنون
اجرتون باخدا…